جنگ شهربه‌شهر با دست‌فروشان

 یا باید بخشی از فضاها و معابری را که با دست‌ودلبازی در اختیار برج‌سازان و شهرک‌سازان به صورت دائمی و ابدی، به‌ویژه در شهر تهران و به‌ویژه‌تر در مناطق گران‌قیمت شمال شهر، قرار می‌گیرد، برای کسب‌وکار به آنها اختصاص داد؟


 آیا تمام مجوزهایی که برای اشغال پیاده‌روها، آن‌هم در معابر بسیار باریک، در اختیار برج‌سازان قرار داده می‌شود، به معنای مجوز اشغال معابر نیست؟ آیا نظارتی بر پیاده‌روهایی که پس از پایان ساخت‌وساز به صورت ایوان یا رمپ یا باغچه یا بخشی از نمای برج‌ها و شهرک‌ها درمی‌آیند وجود دارد؟

آیا اصلا نظارتی بر اینکه بناست چند سال ساخت‌و‌سازی طول بکشد وجود دارد؟ اگر پاسخ مثبت است و به‌راستی شهرداری‌ها عزم جزم کرده‌اند تا پیاده‌روها و گذرگاه‌های تهران و دیگر شهرهای ایران را آزاد کنند، چرا فلان مجتمع تجاری، پیاده‌رو پیش‌تر هموار خیابان سعدآباد را با پله‌دارکردن و ایجاد رمپ‌هایی با شیب بسیار تند دست‌کاری کرده است.

چرا آن مجموعه فرهنگي و مذهبي زعفرانیه طوری پیاده‌رو را جزء نما و باغچه خود کرده‌اند که هیچ عابری نمی‌تواند از آن عبور کند. چرا به ساختمان‌هایی که پیاده‌رو را رمپ وردودی گاراژ خود کرده‌اند پایان کار و سند داده می‌شود.

برخورد با دست‌فروشان نشان می‌دهد که عزم شهرداری برای جلوگیری از سد معابر فقط برای راندن و نادیده‌گرفتن بی‌چیزترین و ناگزیرترین افراد از سطح شهر جزم شده است. زیرا تمام فضاهای زمینی و زیرزمینی و هوایی، به آهنگی بی‌سابقه، در ازای کسب درآمد برای شهرداری به حراج گذاشته شده، کافی است در مناطق شمال شهر قدمی بزنید- اگر اصلا جای قدم‌زدن وجود داشته باشد- تا نمونه‌های فراوان این به‌حراج‌گذاشته‌شدن را به صورت واقعیتی دردناک ببینید. آیا این برخورد برابر با همه افراد در برابر قانون است، یا فقط برخورد با بی‌چیزان و کم‌درآمدترین‌ها؟

تهران ناامن‌ترین شهر ایران برای عبور کودکان، زنان باردار، سالمندان و معلولان است. چه کسی بیشتر این شهر را ناامن کرده است؟ دست‌فروشان که گاهی موقتا بساط فروش کتاب دست‌ِدوم یا جوراب را در جایی پهن می‌کنند و همواره آمادگی آن را دارند که بساط کوچک خود را به کول بکشند و از دست مأموران شهرداری فرار کنند؟ یا شهرک‌سازانی که به آنها مجوز اشغال دائمی و قانونی معابر داده می‌شود تا با خیال راحت درخت ببرند و دل زمین را بشکافند و پنج طبقه در زیرزمین و ٢٠ طبقه روی زمین بسازند و فضاها و معابر شهر را به میل خود تغییر دهند؟

کاش عزمی، عزمی، عزمی برای پایان‌دادن به سد معابر و آزادسازی پیاده‌روها وجود داشته باشد.

در قمارخانه‌های پنهان پایتخت چه می‌گذرد؟/ میزبانی پر سود در خانه‌های «پوکر» تهران

همه چیز در سکوت برگزار می‌شود و صاحبخانه هر چند دقیقه با وسواس به همه بازیکنان تذکر می‌دهد. یک آپارتمان تقریباً قدیمی در شمال شهر تهران محل جمع شدن بازیکنان این بازی است. جایی که با کمک یکی از دوستان توانستم چند ساعتی را در آنجا بگذرانم. او می‌گوید: «به طور معمول هفته‌ای سه تا چهار شب این بازی در صورت به حد نصاب رسیدن بازیکنان برپا می‌شود.» اما برنده اصلی بازی صاحب‌خانه‌ای است که به «کانیات بگیر» شهرت دارد؛ ماهی 4 میلیون اجاره آپارتمان می‌دهد و شبی 20 میلیون در می‌آورد. همین ارقام میلیونی باعث شده خانه‌های بازی پوکر در تهران رو به افزایش باشد. حدود 100 خانه.

ساعت تقریباً دوازده شب است. در راه به کارهایی که نباید انجام بدهم فکر می‌کنم. توی راه‌پله آپارتمان از پشت در ورودی هیچ صدایی بیرون نمی‌آید. با دوستم وارد خانه می‌شویم. در هال و پذیرایی یک دست مبل چرمی و یک میز ناهار خوری گذاشته‌اند. روی میز روبه روی تلویزیون هم دستگاه کارت‌خوان. یک آشپزخانه و دو اتاق خواب که در یکی تخت دونفره‌ بزرگی گذاشته‌اند و در اتاق دیگر بسته است. صدای همهمه خفیفی می‌آید. در باز می‌شود و دود غلیظی به همراه نگاه‌ها به سمتم می‌چرخد. هشت نفر دور میز بزرگی نشسته‌اند. یک جوان که به نظر ایرانی نمی‌آید کارت‌ها را پخش می‌کند. پرده ضخیمی پنجره اتاق را پوشانده است.


دوستم مرا با اسم دیگری به صاحبخانه معرفی می‌کند. کارت‌ها در حال پخش شدن هستند. صاحبخانه از جایش بلند می‌شود، دستش را پشتم می‌گذارد و همین طور که دوستانه و آرام مرا به سمت در راهنمایی می‌کند، می‌پرسد نوشیدنی چیزی میل دارید؟ متوجه می‌شوم نباید در اتاق بمانم و با او به آشپزخانه می‌روم. می‌گوید هر چه دوست داشتی از یخچال بردار یا از «بنیگنو» بخواه برایت بیاورد. بنیگنو کارگر فیلیپینی خانه است. همان پسر جوانی که در اتاق کارت پخش می‌کرد. سرم کمی گیج می‌رود. باید تأثیر انواع دودهایی باشد که در خانه پیچیده؛ بوی گراس. در یخچال را باز می‌کنم. پر از نوشیدنی‌های انرژی‌زا و سس‌های یک نفره است.


دوستم با چشمان قرمز از اتاق بیرون می‌آید تا باهم حرف بزنیم. به بالکن می‌رویم تا هوای تازه‌ای به صورتم بخورد. او برایم از روزهایی می‌گوید که بازی پوکر را در سایت‌های پوکر و با پول‌ تو جیبی که از پدر و مادرش می‌گرفت شروع کرد. اما حالا بشدت آلوده شده است: «اوایل که بازی را در سایت‌ها شروع کردم، فکر نمی‌کردم یک روز اینجاها بیایم و بازی کنم. اما حالا معتاد این بازی هستم. معتاد لحظه‌هایی که استرس تمام وجودت را می‌گیرد و همه تنت می‌لرزد. خیلی سعی کردم دیگر نیایم اما فقط چند هفته دوام آوردم. اکثر آدم‌هایی که این بازی را می‌کنند همین حس را دارند.»


خیلی‌های دیگر هم مثل او هستند و تمام زندگی خود را وقف این بازی کرده‌اند. از او می‌پرسم چرا بعضی از بازیکن‌ها عینک آفتابی به چشم دارند یا اخم کرده‌اند و گره ابروی‌شان باز نمی‌شود؟ می‌گوید: «پوکر یکی از محبوب‌ترین بازی‌های قمارخانه‌ای دنیاست که با ورق‌های پاسور بازی می‌شود.  توی این بازی بلوف زدن یا همان دروغ گفتن کار مرسومی است و اگر درست در مورد برگ‌هایی که دستت هست بلوف بزنی، یکهو می‌بینی بدون اینکه برگه‌های خوبی دستت باشد بازی را برده‌ای. برای همین بعضی عینک به چشم می‌گذارند یا کاری می‌کنند که موقع بازی و بلوف زدن چشم‌هایشان پیدا نباشد.»


او برایم از پول‌هایی که در این خانه‌ها رد و بدل می‌شود می‌گوید: «هر کس که وارد می‌شود همان ابتدا پول را به حساب صاحبخانه واریز می‌کند و او از آن پول خرید می‌کند. شام و نوشیدنی و دود کردنی. آخر بازی هم ژتون‌ها را می‌شماریم و صاحبخانه پول افراد برنده را به حساب آنها می‌ریزد و درصد خودش را برمی‌دارد. بازی با یک میلیون تومان شروع می‌شود و سقفی ندارد. اینجا پول زیادی رد و بدل نمی‌شود و جاهایی هستند که خیلی مجهزتر از اینجاست و شرط‌های نجومی می‌بندند.

می‌پرسم خودت به آن خانه‌ها رفته‌ایی؟ می‌گوید: «چند باری رفته‌ام ولی کم بازی کرده‌ام. سیستم آنجا با اینجا زمین تا آسمان فرق می‌کند. پنت هاوس برج است و پر از مشروبات گران قیمت و مواد مخدر جورواجور. گاهی هم سرویس‌های عجیب و غریبی به بازیکن‌ها می‌دهند. مثلاً همین بنیگنو، کارگر فیلیپینی که اینجا می‌بینی متخصص ماساژ است. گاهی به خاطر طولانی شدن بازی و اینکه نمی‌شود وسطش بلند شد به او پول کمی می‌دهیم که روی صندلی ماساژ بدهد. پیش می‌آید بازی از ساعت 12 شب شروع شود و تا 12ظهر فردا طول بکشد.»


برایم توضیح می‌دهد که گاهی اتفاقات عجیب هم در این خانه‌ها می‌افتد: «خودم هم چند باری برایم پیش آمده بخصوص آن اوایل که خیلی فوت و فن ماجرا را نمی‌دانستم.» گاهی صاحبخانه‌ها آدم‌های پولدار و کم تجربه را با ترفند به خانه می‌کشانند و بازیکن‌هایی را که امین خودشان هستند برای بازی می‌آورند و روبه روی فرد هدف می‌گذارند و بدون اینکه طرف پولدار بداند، جیب او را خالی می‌کنند. یاد فیلم برنده اسکار «1973 کلاهبرداری » می‌افتم. دوست من هم یکی از همان‌هایی است که چند سال پیش پول کلانی در یکی از این بازی‌ها باخته و حالا به نظر خودش در حال زنده کرده آن پول است. از او می‌پرسم آیا خانم‌ها هم در این بازی شرکت می‌کنند؟ می‌گوید: «آره خیلی‌ها هستند که علاقه‌مندند و بازیکن های خوبی هم هستند. من چند نفر را می‌شناسم که حتی خانه پوکر هم دارند.»


زنگ در به صدا در می‌آید و صاحبخانه که مرد میانسالی است جعبه‌های بزرگ غذا را از فروشنده می‌گیرد و روی میز می‌گذارد. بنیگنو، غذاهای رنگ وارنگ را روی میز می‌چیند. زرشک پلو، کوفته، کشک بادمجان و کباب. به همراه ژله برای دسر و سالاد. روی صندلی می‌نشینیم و بازیکنان یکی یکی از اتاق بیرون می‌آیند. آقای دکتر شاد است و بقیه عصبی. غذای خود را می‌گیرند و هر کدام گوشه‌ای می‌نشینند و بعضی کنار هم. اکثراً جوان هستند و از سوئیچ‌هایی که روی میز است می‌شود فهمید کسی ماشین زیر صد میلیون تومان ندارد.


پسر جوان لاغر اندام از بقیه عصبی‌تر به نظر می‌رسد گویا پول زیادی باخته. چند قاشق غذا می‌خورد و نگاهی به اطراف می‌کند؛ انگار منتظر است با کسی دعوا بیفتد. آقای دکتر وسط میز نشسته و خنده از لبش جدا نمی‌شود. پسر عصبی سعی می‌کند با شوخی‌ او را تحریک کند: «آقای دکتر ما آخر نفهمیدیم نخ دندان برای دندان خوب است یا نه؟» همه می‌زنند زیر خنده و دکتر سرش را از غذا بلند نمی‌کند. صاحبخانه دستهایش را توی هوا تکان می‌دهد و بقیه را آرام می‌کند.

صدای خنده‌ها توی سرم می‌پیچد و نگاه‌های تند و تیز بقیه را بیشتر حس می‌کنم. پسر جوانی کنارم روی مبل نشسته و سرش توی گوشی است. می‌پرسد می‌دانی چه چیزی تو دنیا عادلانه پخش شده؟ می‌گویم: «لابد بی‌پولی» می‌خندد و می‌گوید: «نخیر، عقل تنها چیزی است که در دنیا به صورت عادلانه پخش شده. تا حالا کسی را دیده‌ای که از بی‌عقلی بنالد؟» خنده‌ام می‌گیرد.


ساعت یک نیمه شب است اما در خانه پوکر انگار تازه ساعت ۷ غروب است. هر چه چشم می‌چرخانم ساعتی روی دیوار نمی‌بینم. انگار به تقلید از کازینوهای لاس وگاس اینجا هم از ساعت دیواری خبری نیست تا بازیکنان مرور زمان را احساس نکنند و پول بیشتری خرج کنند. بعد از خوردن غذا هر کدام سیگاری روشن می‌کنند و بعضی گراس می‌کشند. یکی از بچه‌ها زودتر داخل اتاق می‌رود و داد می‌زند: «بنیگنو مشروب بیار!» بنیگنو در کابینت را باز می‌کند و من، بدون جلب توجه کمی کج می‌شوم که داخل قفسه را ببینم. قفسه پر از شیشه‌های جورواجور الکل است.


با پوکربازها وارد اتاق می‌شوم. هر کدام سرجایشان می‌نشینند. یک اسکناس 100 دلاری وسط میز کنار ژتون‌ها و ورق بازی خودنمایی می‌کند. موقع نشستن بعضی‌ها در گوشی حرف می‌زنند و موبایلشان را روی میزهای کوچکی که گوشه‌های اتاق و کنار دستشان است می‌گذارند. دوستم دستم را می‌گیرد و بیرون می رویم و روی مبل می‌نشینیم. صاحبخانه بیرون می‌آید و می‌رود طرف بالکن طوری که کسی نبیند. دوستم هم می‌رود سمتش و در گوشی حرف می‌زنند. از او می‌پرسم صاحبخانه دوستت است؟ می‌خندد و می‌گوید: «اگر دوستم نبود که نمی‌توانستم تو را اینجا بیاورم.» نمی‌پرسم چه گفتید و چه شد. چون می‌دانم او همه چیز را به من نمی‌گوید.


سرم گیج می‌رود و از دوستم خداحافظی می‌کنم. او هم به سمت اتاق می‌رود و صدای بازیکن‌ها که از اصطلاحات مخصوص بازی پوکر استفاده می‌کنند، توی خانه می‌پیچد؛ چک، چک، کال، ریز…

جنایت های بعد از مستی/ هشدار در مورد مصرف مشروبات

مصرف مشروبات الکلی در بین برخی جوانان و خارج شدن آنها از حالت عادی باعث بروز انواع جرایم و خسارت‌های جبران‌ناپذیری می‌شود.


قتل، جرایم خشن و نزاع‌های منجر به جرح از تبعات مصرف الکل در میان اقشار جامعه بویژه جوانان است.مستند شوک در برنامه گذشته خود به بررسی تبعات مصرف الکلی در میان جوانان جامعه پرداخت.

 

حاجی رضا شاکری دادستان البرز در مورد نحوه ورود مشروبات الکلی و تبعات قانونی مصرف آن گفت: بیشترین میزان مشروبات الکلی از غرب و شمال‌غرب به‌صورت قاچاق وارد کشور می‌شود. ورود مشروبات به کشور با برنامه‌ریزی انجام می‌شود به گونه‌ای که مافیای این مواد تا زمان فروش مشروبات از قاچاقچی پولی دریافت نمی‌کنند.

 

وی در مورد مشروبات الکلی دست ساز گفت: مشروبات دست ساز بسیار خطرناک و غیرشرب هستند و عمدتا به جسم جوانان آسیب وارد می‌کند.

 

به گفته دادستان البرز، عوامل مختلفی از جمله موضوعات فقر فرهنگی می‌تواند در گرایش به الکل موثر باشد. برخی‌ها به دلیل خودنمایی، سرکشی و درگیری اقدام به مصرف مشروبات الکلی می‌کنند که پایانی جز قتل و پشیمانی ندارد. در مواردی جوانان در پارک‌ها اقدام به شرب خمر کرده‌اند که باعث شده از حالت عادی خارج شده و دوست خود را به قتل برسانند.

 

شاکری با هشدار در مورد فروش الکل سفید در داروخانه ها، تاکید کرد: به تازگی فروش الکل در داروخانه‌ها زیاد شده و فرد با خرید الکل و مخلوط کردن آن با آبمیوه و نوشابه اقدام به شرب خمر می‌کند. ما احساس می‌کنیم اخیرا دسترسی به الکل در کشور برای شرب خمر کار بسیار آسانی شده است.

 

مرگ سالانه ۱۰۰ ایرانی

دکتر امیرهوشنگ عندلیبیان دبیر کمیته ملی پیشگیری و مبارزه با مشروبات الکلی نیز می‌گوید: الکل نوعی ماده مخدر محسوب شده اما عده‌ای قبح کمتری نسبت به مواد مخدر برای آن قائل هستند. مشروبات الکلی شخصیت انسان را دچار دگرگونی می‌کند. این مواد شرم و حیا را از بین برده و فرد عادی را تندخو، عصبی و خشن می‌کند.

 

وی ادامه داد: هزار خودروی راهنمایی و رانندگی در کشور به دستگاه‌های تست الکل مجهز هستند و از رانندگانی که رفتار پر‌خطر دارند تست الکل گرفته و افرادی را که در حالت مستی باشند را به مراجع قضایی معرفی می‌کنند.

 

به گفته عندلیبیان سالانه حدود ۱۰۰ ایرانی به علت مصرف مشروبات الکلی و عوارض ناشی از آن جانشان را از دست می‌دهند. سال گذشته 95 نفر به علت مصرف مشروبات الکلی دست‌ساز جانشان را از دست دادند و طی سه ماه از سال 95 هم 31 مرد و 3 زن جانشان را از دست دادند.

 

دبیر کمیته ملی پیشگیری و مبارزه با مشروبات الکلی در مورد جرایم رخ داده پس از مصرف مشروبات الکلی گفت: در بسیاری از جرایم خشن مانند قتل، تجاوز به عنف و خودآزاری، ردپای مصرف مشروبات الکلی را می‌بینیم.

 

عندلیبیان تاکید کرد: شورای اجتماعی کشور به موضوع قاچاق و مصرف مشروبات الکلی ورود کرده و براساس مصوبه آن کمیته ملی پیشگیری ومبارزه با مشروبات الکلی در وزارت کشور تشکیل و ۳۱ کمیته استانی نیز متناظر با این کمیته کارشان را آغاز کردند.

 

۹۰ درصد تقلبی است

دکتر آرش تقوی روان‌شناس در مورد تبعات مصرف مشروبات الکلی می‌گوید: الکل به مقدار زیادی رفتارهای جامعه‌پذیر را از بین می‌برد. در زندان اگر از قاتلان بپرسی چرا این جرم را مرتکب شده‌اند جمله معروفی دارند و می‌گویند دست خودم نبود.

 

وی ادامه داد: مصرف مداوم الکل باعث دور شدن آدم‌ها از یکدیگر می‌شود. کادر شخصیتی افراد باعث می‌شود تا فردی جامعه‌پذیر باشند، اما الکل این چارچوب را تخریب کرده و باعث می‌شود دیگر هیچ کنترلی روی رفتار و بویژه خشم خود نداشته باشند.

 

کارشناس پزشکی قانونی در مورد مشروبات الکلی موجود در کشور گفت: ۹۰ درصد مشروباتی که با مارک، شیشه و پلمپ برندهای معروف در ایران عرضه می‌شود تقلبی است و همه شیشه‌ها پر شده است. مشروبات دست‌ساز که به صورت زیر زمینی تولید می‌شود حاوی مقادیر زیادی متانول هستند. این ماده بسیار خطرناک است و مصرف آن در مشروبات الکلی دست‌ساز می‌تواند باعث بروز مرگ و میر و کوری شود.

 

نفهمیدم چرا مزاحم شدم

مرد جوانی که پس از مصرف مشروبات الکلی در خیابان از سوی ماموران حین ایجاد مزاحمت برای دختر جوانی دستگیر شده است در جلسه بازپرسی مدعی شد: بعد از کار اقدام به خوردن مشروبات الکلی کردم، وقتی می‌خواستم به خانه بروم دختر بد پوشش نظرم را به خودش جلب کرد و او را سوار کردم. هنوز دقایقی از حرکت خودرو نگذشته بود که ماموران من را دستگیر کردند. من در حال خودم نبودم و ناخودآگاه مرتکب این ناهنجاری و ایجاد مزاحمت شدم.

 

راننده خودرو هیوندای که اقدام به ویراژ دادن و حرکات مارپیچ در بزرگراه شیخ فضل‌الله می‌کرد نیز پس از تصادف با دو خودرو هنگامی که از سوی پلیس دستگیر و تست الکلش مثبت اعلام شد، گفت: من مشروب را ساعت 5 بعد از ظهر در خانه مصرف کردم. بعد هم به خیابان آمدم و تصادف کردم. در زمان دستگیری هیچ اثری از الکل در بدنم نبود و حتی میزان الکل در آزمایش اعلام نشده است. دستگاه تست الکل تکنولوژی است و من اگر فردا هم تست می‌دادم، جواب مثبت بود.

 

قتل به خاطر هیچ

سرهنگ هادی مصطفایی معاون سابق جرایم جنایی پلیس آگاهی در مورد جنایت‌های پس از مصرف مشروبات می‌گوید: چند سال قبل با پرونده‌ای مواجه بودیم، فردی که حالت عادی نداشت وارد قهوه‌خانه شد و شروع به ناسزا گفتن به افراد حاضر در آنجا کرد. افراد حاضر با توجه به شناختی که داشتند وارد عمل نشده و از دوست نزدیک فرد مست تقاضا کردند او را آرام کند. اما آن فرد شروع به فحاشی به دوست صمیمی خود کرد و سرانجام این موضوع با قتل پسر جوان توسط فرد مست پایان یافت.

 

پسر ۱۶ ساله‌ای که به جرم شرکت در نزاع منجر به قتل بازداشت شده است، در مورد روز نزاع و وقوع قتل گفت: در پارک نشسته بودم که پسر جوانی با من چشم در چشم شد. گفتم نگاه دارد که من را به باد کتک گرفت. چون حالت عادی نداشتم از دایی‌ام کمک خواستم که او به هواداری من وارد نزاع شد. در حین درگیری چون هیچ‌کدام حالت عادی نداشتیم چاقو کشی شد و دایی‌ام در جریان نزاع به قتل رسید.

 

پسر جوان ادامه داد: من از شش ماه قبل مصرف اتانول و آبمیوه را شروع کرده‌ام. اگر آن روز مشروب نمی‌خوردم دایی‌ام که سرپرستی من را بر عهده داشت، هیچ وقت جانش را از دست نمی‌داد. من بعد از طلاق پدر و مادرم در بهزیستی زندگی می‌کردم. چند سال بعد دایی‌ام سرپرستی مرا قبول کرد تا این‌که آن اتفاق رخ داد. تمام این بدبختی‌ها به‌خاطر مصرف مشروبات الکلی است.

 

وی ادامه داد: هر مغازه‌ای بروی با 2000 تومان می‌توانی الکل بگیری و با آبمیوه مصرف کنی. مشروبات را خیلی راحت می‌شود به دست آورد.

 

سرهنگ سعیدیان کارشناس پلیس آگاهی می‌گوید: نزاع‌های خارج از خانه به علت اختلافات قبلی یا نزاع آنی رخ می‌دهد. در مورد درگیری‌های لحظه‌ای به‌دلیل این‌که افراد سلاح سرد در اختیار دارند بدون توجه به عواقب رفتارشان، اقدام به قتل می‌کنند. مسائل جزئی مانند چپ چپ نگاه کردن، عدم رعایت صف و نوبت، گاهی باعث بروز درگیری و قتل می‌شود./